السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
245
تفسير الميزان ( فارسي )
ايشان وارد شود « 1 » . مؤلف : سيوطى اين روايت را در الدر المنثور بعد از روايت ديگرى كه به طرقى از مجاهد و عكرمه آمده است نقل كرده است و مضمون آن روايت نيز همين است كه سبب نزول آيه « * ( ألا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ - ) * تا آنجا كه مىفرمايد - * ( وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ ) * » داستان عهدشكنى قريش بود كه پيمان حديبيه را شكسته و به بنى بكر عليه خزاعه هم سوگندان رسول خدا ( ص ) كمك نظامى كردند « 2 » . و اگر مطلب از اين قرار باشد قهرا سيوطى و امثال او بايد ملتزم شوند به اينكه آيه * ( « ألا تُقاتِلُونَ قَوْماً » ) * تا تمامى سه آيه بلكه چهار آيه بعدش كه از نظر سياق مشتركند قبل از فتح مكه نازل شده و در نتيجه قبل از آيات برائت نازل شدهاند . و حال آنكه چنين نيست ، و داستانى را كه ابن اسحاق و بيهقى نقل كردهاند هر چند بخاطر مسور بن مخرمه معتبر است و ليكن روايت مسور صريحا نمىگويد كه آيات مورد بحث در باره اين داستان نازل شده ، و روايتى هم كه مجاهد و عكرمه نقل كردهاند اعتمادى بر آن نيست براى اينكه موقوف است و منقطع و سياق آيات هم طورى نيست كه با نازل شدن با آيات قبلش و متصل بودن با آنها نسازد ، و اين خيلى روشن است . و جملات : * ( « نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَؤُكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ » ) * هر چند به صفاتى اشاره دارد كه مختص به قريش است ، ليكن ممكن هم هست اشاره به هم سوگندان قريش و همجواران ايشان كه بعد از فتح مكه هم مسلمان نشدند بوده باشد ، و چون متصل و متحد با قريش بودند به اوصافى كه قريش بالاصالة متصف بودند موصوف شوند . البته بايد دانست كه در اين ميان روايات متفرقه اى از ائمه اهل بيت ( ع ) رسيده كه آيات مورد بحث را با ظهور مهدى ( ع ) تطبيق مىدهد ، و اين از باب « جرى » ، يعنى تطبيق كلى بر مصداق است . گفتارى در معناى عهد و اقسام و احكام آن در جلد ششم اين كتاب گفتارى پيرامون معناى عقد و عهد گذرانديم ، و اينك در اينجا بيانى ديگر در معناى آنچه گذشت و اقسام احكامى كه مترتب بر آن مىشود در چند فصل
--> ( 1 و 2 ) الدر المنثور ج 3 ص 215